مرتضى مطهرى

836

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

برخاستن و نشستن » ، « اندازهء چشم به هم زدن » . از تأمل در اطراف اين اندازه گيريها دستگير مىشود كه انسان ، با هوش فطرى خود از براى تشخيص سرعت و بطوء و دراز و كوتاهى حركات ، حركت معيّنى را مقياس قرار مىدهد و چنان كه طول را با واحد طول و سنگينى را با واحد سنگينى و هر چيز مقدارى را با واحدهاى از جنس وى مانند گرماسنج و هواسنج و فشارسنج و ولتمتر اندازه مىگيرد حركت را نيز با واحد حركت مىسنجد و اين همان « زمان » است جز اينكه حركت شبانه‌روزى چون پيش ما از ساير حركات روشن‌تر و آشكارتر است طبعا او را انتخاب مىكنيم و از براى ساير حركات مقياس قرار داده و تقريباً همهء حركات را با آن مىسنجيم و به واسطهء كثرت تكرّر در حس ، در ذهن ما جايگزين شده و مانند اين است كه تعين ذاتى از براى اين كار پيدا كرده است به حدى كه در تابلوى پندار از براى وى يك وجود مستقل و مهمى بىآغاز و انجام مانند خطى كه اين سر و آن سرش در اعماق ازل و ابد فرو رفته باشد تصوير كرده حوادث را به وى نسبت مىدهيم تا جايى كه در ستايش و نكوهش وى سخن پردازيها نموده و شعرها مىسراييم . اين پندار به اندازه‌اى در مخيلهء ما جايگزين شده كه حتى بسيارى از متفكرين و كنجكاوان ما وجود واجب الوجود را كه از طوفان تغير و جار و جنجال حوادث بر كنار است نمىتوانند بىزمان تصور كنند و از براى خود زمان كه زادهء حركت طبيعت است و همچنين از براى عالم طبيعت آغاز زمانى فرض مىكنند چنان كه همين گرفتارى را در مورد مكان نيز داريم و ذهن ما از بس با مكان و فضا آشنا شده و از براى هر پديدهء جسمانى مشهود فضايى فرض كرده‌ايم براى هر موجودى حتى براى واجب تعالى و براى عالم تجرد ، فضايى بيرون از فضاى عالم طبيعت فرض مىنماييم و يك فيلسوف آزموده با زحمت و رنج مىتواند اين موضوعات را آنچنانكه شايد و بايد تصور كند و بفهمد . از سخنى كه در چگونگى گرفتن اين مقياس گفتيم فهميده مىشود كه در حقيقت به شمارهء حركات موجوده در جهان ، زمان داريم اگر چه ذهن ما با يكى از آنها كه زمان معروف است بيشتر آشنايى دارد . ولى پس از اثبات حركت جوهرى در جوهر جهان طبيعت ، زمانى با مفهومى تازه كه مىتواند جنبهء تعين داشته و از ادراك هيچ مدركى پنهان نشود روشن مىگردد و آن « زمان جوهرى » است . و راستى همان گونه هم هست زيرا هر يك از ماها كه ذهن خود را از همهء حركات خالى كرده و چشم دل به چهرهء طبيعت باز كند باز معناى امتداد سيلانى را مشاهده خواهد كرد و آن همان زمان جوهرى است كه در خود مىيابيم .